اکسیر قلب

وقتی که من تو را با تمام وجود دوست دارم

 

وقتی که من تو را با تمام وجود دوست دارم، آرزو دارم که همیشه سالم وشاد باشی.

وقتی که من تو را با تمام وجود دوست دارم، بر روی احتیاجات روحی تو تأثیر می گذارم، اما نه آرزوهای درونی ات.

وقتی که من تو را با تمام وجود دوست دارم، از موفقیت تو شاد می شوم، حتی اگر باعث کم توجهی تو نسبت به من شود.

وقتی که من تو را با تمام وجود دوست دارم، تو را همانگونه که هستی قبول دارم.

وقتی که من تو را با تمام وجود دوست دارم، برای من مانند گلی هستی که تعبیرخاصی ازانرژی مقدس است.

وقتی که من تو را با تمام وجود دوست دارم، زیبایی درونی تو را می بینم، حتی زمانی که خودت را آشکار نمی کنی.

وقتی که من تو را با تمام وجود دوست دارم، رابطه ای صادقانه با تو برقرار خواهم کرد و احتیاجات حسی و افکار حقیقی خود را به تو نشان خواهم داد.

وقتی که من تو را با تمام وجود دوست دارم، برایت غیر ممکن است که مرا آزار دهی، زیرا عشق واقعی هیچ توقعی ندارد و اندازه و مقداری نیز در آن وجود دارند.

وقتی که من تو را با تمام وجود دوست دارم، به تو اجازه می دهم که شادی خود را با افراد دیگر بیابی، و راه به وجود آمدن آن را نیز پیدا کنی.

وقتی که من تو را با تمام وجود دوست دارم، تو را در تصرف خود در نمی آورم و از تو نمی خواهم که فقط مرا دوست داشته باشی، زیرا روح تو را محدود می کند و مانع رشد کامل عشق در وجودت می شود.

وقتی که من تو را با تمام وجود دوست دارم، تصرف واقعی خود را در تو تجربه می کنم، زیرا عشق واقعی تصرف می کند.

وقتی که من تو را با تمام وجود دوست دارم، هرگز برای تو ترسی ندارم حتی زمانی که مشکلات را پشت سر می گذاری، زیرا به یاد دارم که همیشه آزمایش هایی را پشت سر می گذاری و عظمت درونی و قدرت خود را برای برخورد با مشکلات به آسانی نشان می دهی.

وقتی که من تو را با تمام وجود دوست دارم، در لحظات مناسب، تنهایت می گذارم تا راه حل ها و جوابهای خود را بیابی و آن هنگام است که خشنود می شوم.

وقتی که من تو را با تمام وجود دوست دارم، اجازه می دهم تا حقیقت درونی خود را بدون در نظر گرفتن عشق کشف کنی.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1 بهمن1389ساعت 23:30  توسط امیدوار  | 

یا ضامن آهو

 

 ضامن من میشی

اومدم تا ببینم لحظه عاشق شدنو

به دلم افتاده بود ، صدا زدی آقا منو

دل تنهامو آوُردم با یه دنیا دلخوشی

کمتر از آهو که نیستم ، میشه ضامنم بشی

اومدم همسایه های پاپَرت را دون بدم

دلمو رو دست بگیرم تا بهت نشون بدم

روبروی گنبدت سجده کنم ، سلام بدم

خسته نیستم اگه من از راه دوری اومدم

بگم آفتابی وعاشقم درست مثل جنون

با همون لهجه دریایی که میدونی تو خوب

مِه ازسید مظفر به تودخیل بَبَندُم

نَذرُم، هَدیارُم یَکتا کیسه گندم

شاید که کفترانِت

لایقم بُدانِه

حاجتی که اون هست به گوشِت برسانِم

تو چشمه محبت، من تشنه نگاتُم

تو کعبه امیدی

به هر دم ، نَه صداتُم

اسم نازنینت تا روی زبونِم

اون دمَم مدائن لحظه اذانه

روبروت بی اختیار دوباره زانو بزنم

میون گریه بگم غریب و در به در منم

تو رو شاهد بگیرم

که باخدا حرف بزنی

می دونم که دست رد ، باز به سینم نمی زنی

می دونم شفاعت بی منتت زبونزده

به همین امید دلم به مشهد تو اومده

تو که اسمت با منه ، نقاره ها روی لَباست

همه صحن طلا ، ردپای فرشته هاست

دست خالی هیچ کسی ازدرخونت نمی ره

یا رضا ، رضا می گم تا قلبم آروم بگیره

یا رضا ، رضا می گم تا قلبم آروم بگیره

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 مهر1389ساعت 19:1  توسط امیدوار  | 

نقش تلقین در زندگی انسانها

 

چند نمونه ی فراموش نشدنی در خصوص تلقین و نقش آن در زندگی انسانها باعث تغییر نگرش پزشکان و روانشناسان شد.

بعنوان نمونه یک زندانی که قصد فرار داشت، به طور مخفیانه پس از فرار از زندان خود را در یکی از اتاقک های قطار جا داده و در آنجا مخفی می شود، بعد از حرکت می فهمد که این مخفی گاه ، اتاق یا واگن قطار نیست بلکه یخچال قطار است. چون زندانی مطمئن بود که طی چند ساعتی که قرار است در یخچال مخفی شود، منجمد خواهد شد لذا با تلقین این بینش و تداوم این احساس، پس از رسیدن به مقصد معلوم گشت که زندانی یخ زده است و این در حالی است که یخچال قطار خاموش بوده است. این روند و شکل گیری چنین اتفاقاتی نشان می دهد که چون شخص زندانی به خود تلقین کرده بود که منجمد خواهد شد و چون این تلقین برای او حکم یک تصویر ذهنی مطابق با افکار او را داشته است، لذا همین تفکر باعث شده است که سلولهای بدن وی واقعا سرما را حس کرده و کم کم منجمد شود.

نمونه ی دیگری که به پیشنهاد یکی از روانشناسان بر روی دو تن از مجرمین محکوم به اعدام انجام شد، بیانگر نقش تلقین بصورت معجزه آسا در حیات انسان می باشد.

آزمایش به این صورت بود که مجرم اول را با چشمانی بسته در حضور مجرم دوم با بریدن شاهرگ دستش به مجازات رساندند. در این هنگام نفر دوم که با چشمان خود شاهد مرگ او بر اثر خونریزی شدید شده بود، زندگی را بر خود پایان یافته می دانست. پس از مجازات مجرم اول نوبت به مجازات مجرم دوم رسید. لذا چشمان او را نیز بستند و این بار شاهرگ دست مجرم دوم را تنها با تیغی خط کشیدند و در این حین کیسه ی آب گرم، به مثابه ی خون از بالای دست وی شروع به ریختن کرد، این در حالی بود که دست او به هیچ وجه زخمی نشده بود. اما شاهدان یعنی پزشکان و روانشناسان با کمال ناباوری دیدند که مجرم دوم نیز پس از چند دقیقه جان خود را از دست داد، چرا که او مطمئن بود شاهرگ دستش به مانند نفر اول بریده شده و ریخته شدن خون را بر روی دست خود کاملا احساس می کند.

در واقع تصویر ذهنی او چنین بود که تا جند لحظه ی دیگر به مانند نفر اول هلاک شده، که همینطور شد. این نشان می دهد که دستگاه عصبی با توجه به آنچه فکر یا خیال می کنید حقیقت دارد، واکنش نشان می دهد.

دستگاه عصبی تجربه ی خیالی را از تجربه ی واقعی تمیز نمی دهد. در هر دو مورد با توجه به اطلاعاتی که از ناحیه ی مغز در اختیار او قرار می گیرد واکنش نشان می دهد. این یکی از قوانین اولیه و اصولی ذهن است. در واقع اینطوری ساخته شده ایم. وقتی این قانون را در افراد هیپنوتیزم شده مشاهده می کنیم، شک می کنیم که حتما نیرویی مرموز یا فوق طبیعی در کار است.

در واقع آنچه را که می بینیم فرایند طبیعی عمل مغز و دستگاه عصبی انسان است، نه چیز دیگر.

یکی از پدیده های اسرار آمیز در طبیعت که با انسان سر و کار دارد، پدیده هیپنوتیزم است که با قدرت بی نهایت تلقین در ارتباط بوده و به عنوان یکی از ابزارهای درمان بیماران توسط متخصصین امر، مورد استفاده قرار می گیرد.

در پدیده ی هیپنوتیزم اگر بیمار بدرستی به گفته های شخص هیپنوتیزم کننده معتقد باشد، کارهای حیرت آوری انجام می دهدو بیمار رفتاری متفاوت از خود نشان می دهد، زیرا طرز فکر و باورش خودبخود تغییر می کند.

هیپنوتیزم یا خواب مصنوعی همواره به نظر اسرارآمیز بوده است، زیرا همیشه فهم اینکه چگونه باور کردن می تواند منجر به رفتار غیر عادی انسان شود، خود دشوار بوده است. با خواب مصنوعی چنان برخورد شده که انگار نیرو یا قدرت ناشناخته ای در کار است. اما حقیقت این است که وقتی شخصی را متقاعد می کنید که قدرت ناشنوایی اش را از دست داده است، خود بخود و ناخواسته رفتار ناشنوایان را پیدا میکند و یا اینکه وقتی او را متقاعد می کنید که نسبت به درد حساسیت ندارد، می تواند بدون بیهوشی تحت عمل جراحی قرار گیرد و این در حالی است که هیچ نیروی مرموزی در کار نیست.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 شهریور1389ساعت 23:16  توسط امیدوار  | 

عید سعید فطر مبارک

+ نوشته شده در  جمعه 19 شهریور1389ساعت 1:0  توسط امیدوار  | 

شب قدر

 

شب قدر، فصل نزول انوار رحماني بر بوستان جانهاي روحاني است.
***
شب قدر، آبستن سپيده فلاح و رستگاري انسانهاي دل سپرده به مهر مهربانترين مهربانان است.
***
شب قدر، شب حضور روح و ملايك در محضر امام زمان (عج) است.
***
شب قدر، شبي است كه در عرصه آن انسان، ره صد ساله را يك شبه طي مي كند.
***
شب قدر، حاوي نهر نوري است كه در زلال پر بركت آن جان مؤمنان از گناه تطهير مي شود.
***
شب قدر، طلايه دار فلاح و رستگاري عارفان عاشق و عاشقان بيدل در بين شبهاي سال است.
***
شب قدر، آواي ايمان را در گوش جان مؤمنان به غيب نجوا مي كند.
***
شب قدر، شب شناخت قدر خويش است!
***
شب قدر شبي است که بايد شکواييه هجران را درنورديد و به اميد وصل و ديدار، بيدار نشست و از جام طهور «سلام» تا مطلع «فجر» سرمست بود.
***
شبي که بايد در عاشقي ثابت‌قدم بود. در طلب کوشيد و بيدار ماند و ديدار جست و احيا گرفت و به نيايش پرداخت و کار خير کرد و صالحات به جا آورد و به نيازمندان رسيد و دانايي طلبيد و به دانش‌آموزي پرداخت.
***
شب قدر، شبي که بايد به ياد روي محبوب عزيز، آن يار پنهان رخسار، با دردمندي‌هاي عاشقانه ناليد و ديدار او را از خداي طلبيد.
***
شب قدر، شبي که شياطين در بند اسارتند و آدميان ايمن از آنها.
***
شبي که در آن خطاب مي‌آيد: کجايند جوانمردان شب‌خيز که در آرزوي ديدار، بي‌خواب و بي‌آرام بوده‌اند و در راه عشق شربت بلا نوشيده‌اند، تا خستگي ايشان را مرهم گذاريم و اندر اين شب قدر ايشان را با قدر و منزلت گردانيم؛ که امشب، شب نوازش بندگان است و وقت توبه گنهکاران.
***
شبي است که «ليلة البراتش» خوانند:
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
و اندر آن ظلمت شب آب حياتم دادند
چه مبارک سحري بود و چه فرخنده شبي
آن شب قدر که اين تازه براتم دادند
***
شب قدر، فصل نزول آيات رحماني بر بوستان جان‌هاي روحاني است.
***
شب قدر، گاه رويش جوانه‌هاي الغوث الغوث بر عرصه لب‌هاي تائب است.
***
شب قدر، بهترين منزلگاه نيايش‌گران سرسپرده به مهر حق است.
***
شب قدر، وقت شناخت قدر خويش است.
***
شب قدر، بهترين گاه آرايش صحيفه دل مؤمنان به زيور ذکر خداست.
***
شب قدر، بزرگ‌ترين ميدان‌گاه سبقت گرفتن اولاد آدم در خيرات است.
***
شب قدر، آواي ايمان را در گوش جان انسان‌ها ترنم مي‌کند.
***
شب قدر، فاصله مُلک و ملکوت را به حداقل ممکن مي‌رساند.
***
شب قدر، گشاينده پنجره کشف و شهود بر منظر روح عارفان است.
***
شب قدر، لاله‌اي شکفته در کوير شب‌هاي عادي سال است.

 

+ نوشته شده در  شنبه 6 شهریور1389ساعت 23:30  توسط امیدوار  | 


گفتم كه خدا مرا مرادي بفرست
طوفان زده ام راه نجاتي بفرست
فرمود كه با زمزمه يا مهدي
نذر گل نرگس صلواتي بفرست
میلاد نور فرخنده و میمون باد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 مرداد1389ساعت 10:34  توسط امیدوار  | 

توانایی های خود را ببینیم

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 تیر1389ساعت 8:3  توسط امیدوار  | 

با سوق دادن حالات خود به سمت شادیها احساس موفقیت کنید

 

در چهره ی هر یک از ما بیش از هشتاد ماهیچه وجود دارد که انقباض و انبساط آنها باعث تغییر قیافه ی ما می شود. اگر این عضلات را به حالتی از افسردگی و یأس عادت دهیم، بی شک حالات روحی ما را تحت تأثیر خود قرار خواهد داد. پس باید سعی کنیم در چهره ی خود نشانه های پرخاشگری، خشم، عصبانیت، ناکامی، انزوا، خستگی و بدبختی را کنار بگذاریم و جای آن را به آرامش خاطر، شادابی، کنجکاوی، اعتماد، ملایمت، هیجان و خوشبختی بدهیم.

هر یک از حالات روانی را می توانیم در خود ایجاد کنیم. به عنوان نمونه می توانیم خود را قوی  احساس کرده و یا لبخند زده و  همه چیز را با یک خنده تغییر دهیم. اگر مرتباً بدن خود را در حالتی قرار دهیم که گویی دچار ضعف هستیم و شانه های خود را به حالتی فرو افتاده درآورده و مانند اشخاص خسته راه برویم، خستگی را احساس خواهیم کرد. البته می توانید عکس همه این کارها را انجام دهید. زیرا حق انتخاب با شماست.

کارهایی هست که با انجام آنها می توانیم حالات روحی و نوع احساس خود را تغییر دهیم. اگر می خواهیم تغییری در روند زندگی خود بوجود آوریم باید خود را ملزم کنیم، که روزی یک دقیقه جلو آینه بنشینیم و از عمق وجود بخندیم، شاید این کار به نظر شما مسخره و احمقانه بیاید، اما بدانید که با این عمل مغز خود را تحریک می کنیم و ارتباطات عصبی خاصی در مغز به وجود می آوریم که این روند منجر به لذت و شادی شده و به این حالت عادت میکنیم.

پس رمز موفقیت این است که الگوهایی از حرکات مختلف به وجود آوریم تا در وجود خود اعتماد به نفس، قدرت، انعطاف پذیری و شادمانی را احساس کنیم. باید توجه داشته باشیم که رکود و سستی ناشی از عدم تحرک است. آنچه باعث شکل گیری پیری می شود بی حرکتی است و نهایت آن بی حرکتی، مرگ روحی و سرانجام مرگ جسمی است و بس.

در خیال خود کودکانی را ببینید که بعد از بارندگی در پیاده رو خیابانی راه می روند. اگر در وسط پیاده رو گودال کوچکی باشد که آب در آن جمع شده باشد، این کودکان وقتی به آن گودال می رسند به وسط آب می پرند و آب را به اطراف خود می پاشند، می خندند و بازی می کنند. اما در چنین وضعیتی افراد پیر نه تنها گودال را دور می زنند بلکه گله و شکایت هم می کنند.

اگر می خواهید لحظه ای دچار افسردگی شوید کافی است یکی از خاطرات بد زندگی خود را به یاد بیاورید. هر یک ازشما تجربه های ناخوشایندی در گذشته داشته اید. اگر حواس خود را به یکی از این وقایع بد زندگی متمرکز کنید و آن را در ذهن خود مجسم سازید و درباره ی آن بیاندیشید کم کم آن واقعه در ذهن شما زنده و آن را احساس خواهید کرد. به همین ترتیب می توانید شادی و شعف را در خود احساس کنید.

لحظاتی را به خاطر آورید که در نهایت شور و لذت بوده اید. یا لحظات شادی بخش را در نظر خودتان مجسم سازید و تصویر روشنی با جزئیات کامل در صفحه ی ذهن خود تشکیل دهید و آن احساسات را در خود زنده سازید. مسلماً شما قادر خواهید بود در زندگی، خاطرات شیرین و شادی بخش را در ذهن خود تجسم نمائید.

اتومبیل ها مجهز به چراغ های زنگ خطر هستند. به عبارت دیگر هر اتومبیلی مجهز به دستگاهی است که در مقابل چشم راننده در قسمت جلو اتومبیل را به اطلاع راننده برساند. مثلاً اگر باطری اتومبیل خالی شده باشد، وقتی فشار روغن پایین بیاید، وقتی موتور بیش از اندازه داغ کند یا بنزین تمام کند آن چراغ ها نارسایی را به راننده اطلاع داده و بی توجهی به علایم خطر چه بسا اتومبیل را می تواند بکلی از بین ببرد. روشن شدن چراغ خطر به معنی بد بودن اتومبیل نیست چرا که موتور هر اتومبیلی امکان دارد داغ کند. این یک بحث و بحث دیگر اینکه که اگر راننده همه حواسش را متوجه چراغ های آگاه کننده نماید، کار خطرناکی کرده و بعید نیست این کارش منجر به فاجعه ای غیر قابل جبران گردد.

راننده باید از شیشه اتومبیل مواظب جاده و جایی که می رود باشد، در واقع کار اصلی او همین است. هر چند وقت یکبار به چراغ های هشدار دهنده و آگاه کننده نگاه کند، اما در تمام لحظات رانندگی فکرش متوجه آنها نباشد. به عبارت دیگر راننده ضمن کنترل جاده باید فکرش معطوف به هدف مثبت خود یعنی جایی که می رود، باشد.

مشکل اینجاست که بسیاری از ما الگوهای تضعیف کننده و منفی را ملاک قرار داده و آنها را در نظر خود بزرگ، روشن و پرطنین جلوه می دهیم و با کیفیتی که اثر شدید بر ما دارند، در نظر خود مجسم کرده و چون از روحیه ی، خوبی برخوردار نیستیم، تعجب می کنیم. اگر این وضع را ادامه دهیم همانند قایقی که به سمت آبشار در حال حرکت است، خواهیم شد. به عبارت دیگر اگر زمانی نتوانیم بر روحیه و رفتار خود مسلط شویم، خود به خود این جریان شکل خواهد گرفت. نتیجه ای که از این مطالب می توان استنباط کرد این است که خواسته ی واقعی شما در زندگی چیزی جز تغییر احساسات و عواطف نیست و می توانید در هر لحظه از زمان آن را تحت کنترل خود در آورید.

بنابراین سعی کنید کاری که موجب شادی شما می شود آنرا انجام دهید. رفتن به سینما، رفتن به جمع دوستان، صحبت های شیرین با همسر و فرزندان، ایجاد یک اثر تازه و هر کاری که باعث پاک شدن خاطرات ناخوشایند از صفحه ی ذهن و یادآوری خاطرات شیرین شود.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 تیر1389ساعت 0:5  توسط امیدوار  | 

مادر

 

در زیباترین واژه بر لبان آدمی واژه مادر است. زیباترین خطاب مادر جان است.
مادر واژه ایست سرشار از امید و عشق. واژه ای شیرین و مهربان که از ژرفای جان بر می آید.

روزت مبارک مادر

 

 

 

 مادر



 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 خرداد1389ساعت 1:16  توسط امیدوار  | 

دنیا به همین صورت هم زیباست

 

بعضی از عیبهای ظاهری در دست، صورت و شکل اندام باعث میشود که شخص خود را زشت تصور کرده و به همین دلیل اعتماد به نفس خود را از دست بدهد و از خود خجالت کشیده و فکر کند که در نظر دیگران دوست نداشتنی و زننده است. دختری که اندازه دهان و بینی او با ملکه زیبایی تازه برگزیده ی سینما مطابقت ندارد خود را زشت می پندارد و یا جوانی که زخمی بر روی صورت خود دارد، دائماً با  ترفندهای مختلف در فکر است که چگونه از متوجه شدن دیگران بر زخم خود جلوگیری بعمل آورد؟!

در این موارد جراحی پلاستیک می تواند تا حدودی معجزه کرده و اختلالات روانی، ناکامی و نبود اعتماد به نفس را تا حدی مرتفع نموده و درمان نماید. اگر استدلال فوق، استدلال منطقی باشد، پس اشخاصی که قیافه های طبیعی و مقبول دارند باید از هر نوع اختلال روانی مبرا باشند. به عبارت دیگر این افراد باید شاداب، خوشحال و متکی به نفس و عاری از هرگونه اضطراب و نگرانی بوده و هیچ مشکلی را احساس ننمایند، در حالی که به هیچ عنوان این اصل صحت نداشته و خوب می دانیم که اصلاً این طور نیست.

بر اساس تحقیقات به عمل آمده، نود درصد افراد از قیافه خود راضی نبوده و هر یک به دلیلی از شکل بدنی خود خجالت می کشند. این افراد چنان واکنش نشان می دهند، که گویی واقعاً قیافه زشتی داشته و به همین دلیل همیشه دچار اضطراب و دلواپسی هستند. اگر روند استنباط و استدلال چنین ادامه یابد، این تیپ افراد توانایی زندگی واقعی خود را در جامعه از دست داده و دچارضعف شخصیتی خواهند شد.

برای اینکه در زندگی احساس حقارت و ضعف نکنید باید خود را باور داشته و با اندیشه های مثبت و نیروبخش در خودتان جسارت و جرأت را افزایش دهید. سعی کنید خود را نسبت به دیگران برتر بدانید، در این صورت احساس نیرومندی و اعتماد به نفس به شما دست خواهد داد.

احساس حقارت را کنار بگذارید زیرا چنین احساسی باعث شکست و عدم موفقیت شما خواهد شد. شما همان کسی هستید که در ذهن، خود را تصور می کنید پس همواره سعی کنید ارزشهایتان را دائماً به خود بگویید و به خود بقبولانید که خیلی عالی هستید و از عهده هر کاری برآمده و می توانید بهتر از این عمل کنید. روزی چند بار با اندیشه های مثبت و تلقین باورهای توانستن، به خود اعتماد به نفس بدهید.

شما باید محدودیت های ساخته ذهن خود را از میان برداشته و احساستان را نسبت به خود تغییر دهید، تا رمز تسلط بر اعمال خود را بدست آورید، که این روند منجر به کشف دنیای خود خواهد شد. بدانید شرط اساسی برای کسب موفقیت خود باوری و توانایی در عمل است.

پس خود را دست کم نگیرید، و با فراموش کردن نقاط ضعفتان، توانایی های خود را مدنظر داشته و همواره با ملکه ذهن خود قرار دادن این که شما بهتر از آن هستید که فکر می کنید، مراحل موفقیت را یکی پس از دیگری سپری نمایید. بدانید که شما سزاوار عشق و احترام هستید تنها به این خاطر که شما، شما هستید. اغلب افراد به ندرت به زیبایی و قدرت درونی خود توجه می کنند. ما با تماشای صحنه ها و فیلم های غم انگیز اشک می ریزیم، زیرا در عمق وجود خود عشق می ورزیم و دوست می داریم.

در درون همه انسانها عشقی وجود دارد که حقیقتاً زیباست. پس ارزشهای خود را بشناسید و مرتب برای خود خاطر نشان کنید که سزاوار بهترین رفتارها هستید.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 خرداد1389ساعت 1:8  توسط امیدوار  | 

اهمیت کار رضایت بخش

 

مارک مک کورمک، نویسنده کتاب « هاروارد، چه چیزهایی را یاد نمی دهد » درباره اهمیت کار رضایت بخش می گوید: « بی حوصلگی زمانی بر فرد حاکم می شود که منحنی یادگیری او رو به کاهش گذارد. »

چنین احساسی ممکن است برای هر کس در هر سمتی پیش آید، اما به طور معمول گریبان گیر افراد موفقی می شود که همواره به انگیزه و مبارزه طلبی نیاز دارند.

یکی از عوامل اساسی کسالت در کار، یکنواختی و عدم تنوع در کار است. من اجازه نمی دهم که چنین احساسی در من پدیدار شود. از این رو، هر بار از حرفه خود تعریف دیگری می کنم، کارهای تازه ای را به عهده می گیرم و درگیری های جدیدی را برای خود می آفرینم. هرگاه به هدف شخصی و حرفه ای خود برسم، آن هدف را در فرایند یادگیری خود به نردبانی تبدیل می کنم تا خود را به هدف والاتری برسانم. فکر می کنم که با این روش ساده می توان در کار و کسب خود پیشرفت کرد و طبیعی است که پیشرفت برای هر شرکت از ضروریات است.

 

+ نوشته شده در  جمعه 3 اردیبهشت1389ساعت 19:35  توسط امیدوار  | 

چه کسی پنیر مرا جابجا کرد؟

 

با سلام خدمت دوستان خوبم

این کتاب الکترونیکی که براتون گذاشتم « داستان چه کسی پنیر مرا جابجا کرد » است.

این کتاب برای من و خیلی از افراد دیگر مؤثر و مفید بوده ، امیدوارم این کتاب برای شما هم مفید باشه.

شاداب ، سلامت و پیروز باشید.

 

چه کسی پنیر مرا جابجا کرد؟

 

+ نوشته شده در  جمعه 20 فروردین1389ساعت 13:12  توسط امیدوار  | 

«.•´`•.•´¯`•. سال نو مبارک .•´`•.•´¯`•.»

 

یا مقلب القلوب و الابصار

یا مدبر اللیل و النهار

یا محول الحول و الاحوال

حول حالنا الی احسن الحال

نرم نرمک می رسد اینک بهار، خوش بحال روزگار، خوش بحال چشمه ها و دشت ها،

 خوش بحال دانه ها و سبزه ها، خوش بحال غنچه های نیمه باز

سايه حق

سلام عشق

سعادت روح

سلامت تن

سرمستي بهار

سکوت دعا

سرور جاودانه

اين است هفت سين آريايي

 

سلامتي

سعادت

سيادت

سرور

سروري

سبزي

سرزندگي

هفت سين سفره زندگيتان باشد.

سال و مال و فال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت

بادت اندر شهرياري برقرار و بر دوام

سال خرم، فال نيکو، مال وافر، حال خوش،

اصل ثابت، نسل باقي، تخت عالي، بخت رام

******** سال نو مبارک ********

 


دوست ندارم مثله همه از خدا بخوام که توي زندگي هيچ غمي نباشه، چرا که شاديها در کنار غمهاست که معنا پيدا ميکنه و زيبا ميشه. تنها از خدا ميخوام قدرتِ درکِ حضورش رو توي لحظه هاي زندگي به همه ي مخلوقاتش عطا کنه، اون وقته که هيچ مشکلي توان شکستن ما رو نداره. سال نو با ديدِ نو به زندگي و فرصتي دوباره براي بهتر زيستن بر شما  خجسته باد.

 

 

دنيا را برايتان شاد شاد

و شادي را برايتان دنيا دنيا آرزومندم

هر روزتان نوروز

 

+ نوشته شده در  شنبه 29 اسفند1388ساعت 10:0  توسط امیدوار  | 

خودتو دوست داشته باش!

 

به کاری که می کنی ، عشق بورز و ببین که چه شاهکاری می آفرینی!

جهان اطرافت را دوست داشته باش و ببین که این جهان چقدر زیبا و باشکوه می شود. امروز را از اعماق وجودت عاشق باش و ببین که همین روز عادی به ظاهر معمولی، چقدر رضایتمندی و آرامش به تو تقدیم می کند. از همه مهمتر عاشق خودت باش و ببین که چقدر قدرتمندانه و تحسین برانگیز رشد خواهی کرد. به همه انسانهای اطرافت عشق بورز و شاهد باش که چقدر معجزه آسا آنها نیز تو را از صمیم قلب دوست خواهند داشت.

عشق داشتن و محبت کردن را یاد بگیر و آنگاه ببین که چقدر در نزد دیگران عاقل تر و متین تر جلوه خواهی کرد. دوست داشتن دیگران کار سختی است و برای تو یک چالش و نبرد به شمار می آید اما تو در زندگی چاره ای نداری جز اینکه به سلاح عشق مسلح شوی و در دوست داشتن تا سر حد یک استاد ماهر گردی.

لحظات زندگی ات را دوست داشته باش و بعد بنگر که چگونه این لحظات کم ارزش، تو را به جلو خواهند راند. حقیقت و راستی را عاشق باش و ببین که چه معجزه آسا می توانی از عمق وجود، راستی را ببینی و درک کنی. دوست داشته باش تا تفاوتی مثبت را در هر روز زندگیت باعث شوی و بعد ببین که چه با شکوه مورد تحسین دیگران قرار می گیری. زنده بودن و زندگی را دوست داشته باش و بعد بنگر که چه آسان زندگی تو از عشق پر می شود.

عاشق کارت باش و بعد ببین که چگونه کار برای تو والاترین و باارزش ترین ارزش های واقعی را به ارمغان خواهد آورد. بازی و تفریح را دوست داشته باش و بعد ببین که چه زیبا از دل تفریحات تو لذت و شادمانی سر بر خواهند آورد.

حال که کاری به تو سپرده شده است و باید آن را انجام دهی، با تمام وجود این کار را دوست بدار و از تمام عشقی که در خود سراغ داری به بهترین شکل ممکن مایه بگذار.

اگر نعمت زنده بودن به دلیلی که فقط ناشناختنی بزرگ می داند، به تو هدیه شده است و تو باید زندگی کنی، پس این زنده بودن را دوست داشته باش و عاشق هر لحظه آن باش. سختی هایش را با تمام وجود بپذیر و چالش ها و تقلاهای زندگی را با همه عشقی که در خود می بینی، دوست داشته باش. چشمانت را ببند و ببین که با دوست داشتن زندگی چه قدرت و لذت عظیمی نصیبت می شود. پس این قدرت را آزاد کن و بگذار تمام زندگی تو را در بر بگیرد. عشق را بپذیر و اجازه بده تا الهه عشق زیباترین و شکوهمندترین زندگی را برایت فراهم سازد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 اسفند1388ساعت 22:32  توسط امیدوار  | 

هشت گام برای یک زندگی کامل ( کلام کیم ووچونگ با جوانان جهان )

 

1-     نیروی بالقوه خود را شکوفا کنید:

جوانی تنها مرحله ای گذرا از کودکی به بلوغ نیست ، بنابراین فکر نکنید که جوانی تنها ایستگاهی بین مبدأ و مقصد زندگی است ، اغراق نیست اگر بگوییم که این زمان از زندگی شما کیفیت و جهت بقیه زندگی تان را تعیین می کند.

زندگی منفی ها و مثبت ها ، تأییدها و تکذیب ها ، امیدها و ناامیدها به همراه خود دارد  و این که چگونه جوانی تان را می گذرانید تعیین خواهد کرد که به کدام راه خواهید رفت.

2-     آرزوهای بزرگ داشته باشید:

همانطور که قبلا گفتیم ، تاریخ متعلق به کسانی است که آرزوهای بزرگ دارند. تنها ملیتهایی که آرزو دارند و سعی می کنند آرزوهایشان تحقق یابند و آن روزها را با دیگران قسمت می کنند ، می توانند رهبران تاریخ جهان باشند.

آرزوهای شما باید خالص و به زلالی آب چشمه ها باشند و چنین آرزوهایی باید آرزوهای بزرگی باشند. باید جهان هستی را در قلب خود عمل کنید و آرزوهای شما باید مانند خود جهان هستی بزرگ باشند.

فیلسوفی گفته که دوران جوانی بدون رؤیا یک نوع خودکشی روانی است بنابراین آرزوهایی داشته باشید که خالص ، زلال و بزرگ باشند.

3-     خلاق فکر کنید:

تاریخ توسط متفکران و افراد خلاق هدایت می شود. جامعه ای که قابلیت تولید و خلاقیت را تحسین کند ، شکست نمی خورد. قدرت تفکر مثبت را دارید ، بنابراین همیشه باید کارها را به طور مثبت و با قاطعیت شروع کنید. در این صورت در راه راست هستید.

4-     چالش طلبی:

تاریخ با چالش طلبی و شجاعت پیشرفت می کند. مردمی که اهل چالش هستند ، موفق می شوند. جوان چالش را دوست دارد و از شکست نمی هراسد. کسی که کارها را با ترس شروع می کند ، قبلاً جوانی خود را تباه کرده است. باید در آتش سوزان انجام کامل کار بسوزید. خودتان را دائماً رشد دهید و تلاش کنید به قله های رفیع تر دسترسی پیدا کنید تا خواسته های خود را برای اتمام کامل کار ارضاء کنید.

5-     فداکاری:

تاریخ با فداکاری رشد می کند. یک نسل باید برای رفاه نسل بعدی فداکاری کند.

6-     از خود گذشته باشید:

انسانها برای زندگی با یکدیگر به دنیا می آیند ، هیچ کس تنها زندگی نمی کند . خود محوری خوب نیست ، بنابراین شما نباید به تعصبات خود محوری و حرص و طمع شخصی آلوده شوید.

قبل از خود ، به جمع فکر کنید و نفع عموم را به نفع شخصی مقدم بدارید. آلوده خود پسندی و حرص و ولع شخصی نباشید. با عشق و ایمان به مقصد فردا حرکت کنید.

7-     با خودتان رو راست باشید:

با خودتان رو راست باشید. نسل من هر اندازه سخت تلاش کرد تا نسبت به خود روراست باشد ، باز هم به خاطر خانواده و یا ضرورتهای شغلی خیلی موفق نبود. گاهی اوقات شرایط به ما تحمیل می کرد که کارهایی بکنیم و یا حرفهایی بزنیم که اصلاً مایل نبودیم. اما شما لزومی ندارد آن کارها را بکنید. مطمئن باشید دست و پا بسته و یا در غل و زنجیر نخواهید بود. فکر کنید که کدام راه، بهترین روش برای رو راستی با خودتان است ، به دنبال آن بروید.

8-     فروتن باشید:

رشد و توسعه از یادگیری سرچشمه می گیرد. وقتی فکر کنید که چیزی را می دانید ، در همان لحظه که فکر می کنید واقعاً مهم هستید ، رشد متوقف می شود. رشد و توسعه در فروتنی شما و تلاش برای حداکثر یادگیری است. درخت چون پر بار شود ، بیشتر سر به زیر می افکند.

ما می توانیم چیزهای زیادی از قطرات عرق روی پیشانی یک کشاورز ، از لکه های روغن روی لباس کار یک کارگر و از گرمای دست مادری که در حال آماده کردن صبحانه در تاریکی قبل از شفق است ، یاد بگیریم. چشم و گوش خود را به سوی مناظر و صداهای دور و بر خود باز کنید ، فروتنی پیشه کنید و سخت بکوشید.

برگرفته از کتاب "سنگفرش هر خیابان از طلاست (راهی به سوی موفقیت)" نویسنده : کیم وو چونگ ( بنیانگذار شرکت دوو )

 پی ریزی و زیر سازی مهمترین است!

+ نوشته شده در  جمعه 16 بهمن1388ساعت 22:38  توسط امیدوار  | 

نقطه عالی زندگی

 

در صفحه گسترده حیات نقطه ای وجود دارد که هر کسی در آن نقطه بایستد و از آن نقطه به جهان نگاه کند، همه چیز را عالی خواهد دید.

نقطه عالی زندگی جایی است که هر انسانی در آن نقطه باشد مهربان می شود و بخشنده. ساکن نقطه عالی زندگی، آرامش و وقاری غیر قابل وصف دارد و صورتی شفاف و دوست داشتنی. او از هیچ کس بدش نمی آید و به هیچ کس بدبین نیست. او در همه اتفاقات و پدیده های عالم  ( حتی بدترین ها ) خیر و نیکی می جوید و زیبایی و عشق پیدا می کند.

نقطه عالی زندگی همان جایی است که ساکنین آن داد نمی زنند و خشونت را بر انسانها روا نمی شمرند و به عشق و دوستی معتقدند و ایثار و فداکاری مرامشان است.

ساکن نقطه عالی زندگی در جایی غیر از این نقطه نمی تواند زندگی کند و هر که با او همراه شود به ناچار باید به نقطه او یعنی عالی ترین بخش حیات نقل مکان کند. نقطه عالی زندگی دست یافتنی است و جایی است همین دور و برها، حتی نقطه عالی زندگی من و شما می تواند همین جایی باشد که الآن ایستاده ایم.

اکنون سؤال این است که وقتی این نقطه تا این حد به ما نزدیک است و تا این اندازه عالی و با شکوه ، پس چرا به آن نقطه نقل مکان نکنیم !؟

در ارتباطات و برخوردهای خود با مردم، مهر و عشق آنان را در دل بنشانید و خیر ایشان را بخواهید تا آنها نیز چنین نظری نسبت به شما داشته باشند !

خود را به همان گونه که می خواهید باشید، در آیینه دل بنگرید; شاد، موفق، مثبت، خوشبخت، سالم، این صفات را برازنده خویش بدانید، در آن صورت است که با آهنربای ذهنی خود، خوشبختی و آسایش و آرامش و تندرستی و نشاط را به سوی خود جذب خواهید کرد !

 

+ نوشته شده در  جمعه 2 بهمن1388ساعت 13:18  توسط امیدوار  |