![]() |
|
![]() |
|
مگر زمین گرد نیست ؟! حتماً چنین است ، پس اگر کسی بخواهد از تهران یا شهر دیگر به شرق ایران مثلاً مشهد سفر کند ، لاجرم باید به سمت مشرق حرکت کند. اما اگر فردی جهت حرکت خود را سمت غرب انتخاب کند ، آیا پس از دور زدن کل کره زمین سرانجام به مشهد نخواهد رسید ؟ مطمئناً شما هم تصدیق خواهید کرد که هر دوی این افراد سرانجام به مشهد راه خواهند یافت . حال فرض کنید آنکه به سمت شرق می رود سینه خیز حرکت می کند و آنکه جهت غرب را بر می گزیند از هواپیمای جت استفاده کند ! حال بگویید کدام زودتر می رسند ! می بینید « وسیله » کار خود را می کند و غربی را زودتر به مقصد می رساند. حال فرض کنید آنکه سینه خیز می رود با تمام وجودش و شبانه روز ، تقلا و تلاش می کند و آنکه با هواپیما سفر می کند هر تکه مسیر را در شهری اطراق کند و به خوشگذرانی بپردازد. حال کدامیک موفق می شوند ؟ شرقی یا غربی ! و سرانجام فرض کنید این دو مسافر هر دو به قصد زیارت و قربت ، یکی از شرق و یکی از غرب به سمت مشهد حرکت کند و یکی از آنها در طی سفرش کشته شود. به نظر شما کدامیک زودتر به دیدار دوست نائل می شود و شایسته نام زائر است؟ بنابراین اگر آرزوی رسیدن به چیزی را در سر می پرورانید ، ابتدا جهت و وسیله درست را انتخاب کنید آنگاه پای در راه نهید و مطمئن باشید که اگر نیت و قصدتان دایم و شفاف باشد ، بدون شک سرانجام به مقصد می رسید . دیر یا زود مهم نیست شما مسیر درست را انتخاب کرده اید.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 30 مهر1388ساعت 23:3 توسط امیدوار |
|
|
احتمالاً زمانی که دوران بحرانی را می گذرانید ، نظر خوبی نسبت به این دنیا ندارید. حوادث ناگهانی و غیر قابل توصیف مانند بیکاری ، مرگ یکی از عزیزان ، بیماری یا صدماتی از این قبیل و یا حوادث ناگهانی دیگر ، اشخاص را به سوی گرداب های احساسی می کشاند. بیشتر فشارهای روانی که در اثر بروز بحران ها در اشخاص به وجود می آید ، ناشی از برداشت آن ها از حادثه ای است که به وقوع پیوسته است. یعنی در واقع از این مسأله که آیا این حادثه را به عنوان یک مبارزه تلقی می کنند و یا یک تهدید ، آیا آن را فرصتی برای خود به شمار می آورند یا راهی به سوی فنا ، ناشی می شود. در اینا روش هایی برای مقابله با بحران ها توصیه شده است که صدمات روانی ناشی از آن را به حداقل می رساند : 1. آینده را به شکلی مثبت در نظر مجسم کنید. خود را تصور کنید که مجدداً بهبودی یافته اید و احساس شادی می کنید. وقتی اشخاص خود را بگونه ای خاص تصور می کنند احتمال اینکه مسأله همان گونه که انتظار دارند شکل بگیرد ، افزایش می یابد. 2. روش آرامش بخشیدن به جسم ( ریلکس کردن ) را بیاموزید. وقتی جسم شما کاملاً آرام باشد معمولاً احساس تنش نمی کنید. 3. وقتی وضعیتتان را برای خود یا دیگران تشریح می کنید واقع بین باشید . از اغراق کردن یا استفاده از کلماتی که احساسات شما را بر می انگیزد مانند « هرگز» ، « همیشه » یا « نفرت » خودداری کنید. 4. روز خاصی را در نظر بگیرید. اهدافی را که قابل اندازه گیری و دسترسی باشند برای خود تعیین نمایید. اما از خود انتظار بیش از اندازه نداشته باشید. 5. نسبت به خود احساس ترحم نکنید ، اما از پذیرش کمک دیگران نیز هراسی نداشته باشید . عشق ، دوستی و حمایت اجتماعی به ما کمک می کنند تا بر فشارهای روانی غلبه کنیم. 6. به خاطر بیاورید که این تنها شما نیستید که دچار بحران شده اید. دیگران نیز چنین موقعیتی را داشته اند و آن را به خوبی پشت سر گذاشته اند. پس شما هم می توانید بر مشکل خود فائق آیید. نگذارید شکست ها ، اشتباهات و خطاهای گذشته شما را گرانبار کند زیرا همین تجربه هاست که شما را بسوی فرصت رسیدن به هدف رهنمون می کند .
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 15 مهر1388ساعت 23:37 توسط امیدوار |
|
|
در سال 1982 میلادی ، « استیون کالاهان » به تنهایی درون یک کشتی بادبانی ، قصد داشت که از عرض اقیانوس اطلس عبور کند. اما کشتی او با چیزی برخورد کرد و کشتی اش غرق شد. او توانست سوار بر یک قایق نجات بادی از مهلکه بگریزد و با ذخیره غذایی و آب محدود ، 76 روز روی آب دریا زنده بماند. سرانجام سه ماهیگیر او را در حالی که بسیار ضعیف شده بود زنده پیدا کردند و جانش را نجات دادند.76 روز زنده ماندن در میان آبهای خروشان اقیانوس ، بدون آب و غذا ، طولانی ترین مدتی است که یک فرد موفق شده است روی یک قایق بادی دوام بیاورد. او با وجودی که تنها بود اما با به کارگیری نبوغ خود توانست از اقیانوس ماهی بگیرد و با تبخیر آب دریا در مقابل نور خورشید ، آب شیرین تهیه کند. اما این نبوغ و هوش کالاهان نبود که از او یک قهرمان بی نظیر ساخت بلکه امید و اعتماد به نفسی بود که او در تمام مدت تنهایی اش به خود می داد و لحظه ای به یأس و نومیدی اجازه تسلط بر روح و ذهنش را نداد. در دفترچه خاطرات روزانه او یک جمله همیشه تکرار می شد و آن این بود : « پسر ! می توانی از پس این کار برآیی ! جا نزن ! » جالب است بدانید که در طی سفر قایق بادی او سوراخ شد و او یک هفته شبانه روز سعی می کرد و تا آخرین لحظه سفر به صورت پیوسته و دایم با تلمبه قایق را باد می کرد تا کاهش تدریجی باد را جبران کند. « استیون کالاهان» شاهدی است بر این واقعیت غیر قابل انکار که یک انسان ، زمانی شکست می خورد که خودش تصمیم به شکست خوردن بگیرد و اگر انسانی تصمیم بگیرد که تا آخرین لحظه مبارزه کند و حتی از مبارزه سربلند بیرون آید ، حتی بدترین شرایط محیطی نیز در مقابل اراده او خوار و ذلیل خواهد بود.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 3 مهر1388ساعت 11:11 توسط امیدوار |
|
|
عیدرمضان آمد و ماه رمضان رفت صدشکر که این آمد و صدحیف که آن رفت
عید فطر، روز چیدن میوه های شاداب استجابت مبارک باد
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 29 شهریور1388ساعت 7:1 توسط امیدوار |
|
|
روزی یک کشاورز فقیر اسکاتلندی به نام « فلمینگ » در مزرعه اش مشغول کار بود که صدای فریاد کمک پسر بچه ای را شنید. پسرک در باتلاقی گرفتار شده بود و هر تقلایی که می کرد بیشتر در درون لجن های باتلاق فرو می رفت. کشاورز با هر زحمتی که بود پسرک را از مرگ حتمی نجات داد. روز بعد یک کالسکه مجلل مقابل کلبه کشاورز توقف کرد و مرد پولداری از آن بیرون آمد و سراغ کشاورز اسکاتلندی را گرفت. او پدر همان پسری بود که توسط کشاورز نجات یافته بود و برای پرداخت جایزه و پاداش به سراغ ناجی پسرش آمده بود. اما کشاورز از دریافت پول امتناع ورزید و این کار را یک وظیفه انسانی دانست. در همین هنگام پسر کشاورز از کلبه بیرون آمد و مرد پولدار با مشاهده او به کشاورز پیشنهاد کرد که اجازه دهد مخارج تحصیل پسرش را تا سطوح عالی تامین کند و کاری کند تا کشاورز به وجود پسرش افتخار کند. کشاورز این پیشنهاد را پذیرفت. چند سال بعد « الکساندر فلمینگ » پسر کشاورز موفق شد از مدرسه پزشکی بیمارستان « سنت ماری » لندن فارغ التحصیل شود و بزرگترین داروی دنیای پزشکی یعنی « پنی سیلین » را کشف کند و با این کشف مایه مباهات دنیا و پدرش گردد. چندی بعد پسر آن مرد پولدار که اکنون مرد بزرگی شده بود به خاطر عفونت شدید به حال مرگ افتاد و یک دارو او را از مرگ حتمی نجات داد.آن دارو « پنی سیلین » بود. نام پسر مرد پولدار « وینستون چرچیل » بود که به نخست وزیری کشور انگلستان رسید.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 11 شهریور1388ساعت 1:6 توسط امیدوار |
|
|
کاش در این رمضان لایق دیدار شويم *** سحری با نظر لطف تو بیدار شويم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 31 مرداد1388ساعت 0:56 توسط امیدوار |
|
|
« پس از اتمام بازی ، شاه و سرباز در یک جعبه قرار داده می شوند.» همه ما انسانها در یک چیز همانند هم هستیم. چنانچه سوابق ، موقعیت اجتماعی ، خط مشی ، صورت ظاهر ، یا مقدار موجودیمان را در بانک نادیده بگیریم ، همگی ما در یک چیز سهیم هستیم ، که همان نقصان است. هیچ کس کامل نیست . همه در درون خود تزلزل ، ضعف و چیزهایی را که در مورد خود دوست ندارند ، احساس کرده اند که ممکن است ناشی از عدم توانایی در برقراری ارتباط با دیگران ، تمایل به تجزیه و تحلیل بیش از حد و یا ترس از شکست باشد. چرا اینگونه است ؟ آگاهی از این مطلب که هیچ کس کامل نیست ، به ویژه اینکه همه ما ترس ها و تردیدهایی را در مورد خودمان تجربه کرده ایم سبب می شود دیوارهایی را که به دور خود و همچنین بین خود و دیگران کشیده ایم ازمیان برداریم. اجازه دهید چند مثال برایتان بیاورم : خانمی بر این باور است که نمی تواند به دنبال شغل دلخواه خود برود زیرا در ذهن او ، دیگران در این زمینه از او باهوش ترند. آقایی برای درخواست ترفیع مقام به سراغ رییس خود نمی رود زیرا رییس او مردی قدرتمند است و این مسأله موجب ترس اوست. بسیاری از ترس های ما ناشی از احساسات ماست ، زیرا به طور خودآگاه یا ناخودآگاه دیگران را به نوعی ، بالاتر از خود می بینیم. از آنجایی که خود را با دیگران مقایسه می کنیم ، درانجام کارها عقب نشینی می کنیم ، در حالیکه باید بدانیم آنها نیز همچون ما بوده و دارای کمبودهایی هستند و اگر بار دیگر در انجام کاری دچار ترس شدید ، به افرادی که آن کار را انجام داده اند فکر کنید (یا به فردی که می خواهید به درجه او برسید) آنها نیز از نوع بشر بوده اند و فقط بر سستی ها و ترس های خود غلبه کرده اند. هر چند وقت یک بار این واقعیت رابه خود گوشزد نمایید. خودت را با هیچکس در این دنیا مقایسه نکن.اگر اینکار را بکنى به خودت توهین کردهاى ."آلن استرایک" |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 29 مرداد1388ساعت 1:5 توسط امیدوار |
|
|
از خواستن چیزهای بزرگ هرگز باک نداشته باش زیرا اگر ایده آل تو باشد قوایی که هرگز فکر نمی کردی در تو وجود دارد ، ظهورخواهند کرد. تنها با آرزو کردن نمی توان چیزی را به دست آورد ، به اصطلاح تنها با حلوا حلوا گفتن دهان شیرین نمی شود. باید برای نیل به آرزو ، با یک انرژی پایان ناپذیر و یک اراده راسخ و یک خواهش عمیق ، به تلاش پرداخت. بزرگ ترین تراژدی زندگی انسانهایی که شکست خورده اند این بوده است که آنها علاقه ای « مشخص » و « معلوم » برای چیزهای معین نداشته اند. موفقیت ، رایگان به دست نمی آید. موفقیت قیمت دارد و قیمت آن بذل کوشش ، وجد و جهد متمادی است. روح بزرگ در راه مقاصد بزرگ ترجیح می دهد با شکست مطلق روبه رو شود تا اینکه از پیشروی به سوی هدف خودداری کند. کاری را که می خواهی فردا انجام بدهی ، امروز انجام بده ، کاری را که می خواهی امروز به انجام برسانی هم اکنون شروع کن. بچه خرسی که بیش از حد فلسفه بافی می کرد، روزی از مادرش پرسید : « می خواهم راه بروم ولی نمی دانم پنجه راستم را روی زمین بگذارم و یا پای عقب را یا هر چهار دست و پا را ؟ » مادر گفت:« فلسفه بافی را کنار بگذار و راه برو ! » از زندگی هر آنچه لیاقتش را داریم به ما میرسد نه آنچه آرزویش را داریم. ما آمدهایم تا با زندگی کردن قیمت پیدا کنیم نه به هر قیمتی زندگی کنیم.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1 مرداد1388ساعت 23:59 توسط امیدوار |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 29 تیر1388ساعت 0:32 توسط امیدوار |
|
|
به جای آزرده بودن ، شاد باش. به جای عصبانی بودن ، کنجکاو باش. به جای کینه ورزیدن ، دوست داشته باش . به جای نگران بودن ، عمل کن و به جای شک کردن ، به خدا توکل کن . انرژی منفی همان انرژی مثبت است که در جهت مخالف جریان یافته است. لازم نیست که با جریان انرژی منفی بجنگی و یا ازمسیر آن فرار کنی. همه آنچه نیاز داری این است که جهت انرژی را عوض کنی . هرچه انرژی منفی ات بیشتر باشد ، انرژی مثبت داشتنت بیشتر می شود. اتومبیلی که با سرعت 100 کیلومتر در جهت شرق حرکت می کند می تواند با همان سرعت در جهت غرب نیز حرکت کند ، به شرطی که یک نفر فرمان آن را بچرخاند. وقتی احساس کردی که منفی شده ای ، متوقف شو و ببین چه کار می توانی بکنی تا این انرژی منفی در جهت مثبت جریان یابد. با اینکار غم و اندوه خود را به شادی بدل ساز.گله و شکوه خودت را به پیشنهاد تبدیل کن. شک و تردیدهایت را به اطمینان و اعتماد مبدل ساز. انرژی اش را قبلا داری. فقط کافیست جهت آن را عوض کنی . معطل نکن! هیچ کس نمیتواند ما را شاد کند جز خودمان. (اگر بخواهیم) اگر شما یک قدم مثبت بردارید، کائنات 100 قدم به سمت شما میآیند. اگر میخواهید بدیها سرتان نیاید، نخواهید سر دیگران آید.. اگر یک پله از نردبان شکست، با کمی زحمت پا را باید بالاتر گذاشت. بخندید همچنانکه نفس میکشید و دوست داشته باشید همچنانکه زندگی میکنید. هیچ کس نمیتواند بازگردد و شروعی جدید را رقم بزند اما هر کسی میتواند شروع کند و پایانی خوش را بسازد.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 17 تیر1388ساعت 23:39 توسط امیدوار |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 15 تیر1388ساعت 1:39 توسط امیدوار |
|
|
زندگی را بسان بازی شطرنج ببینید ، با این تفاوت که این بازی یک طرفه است و نیروهای مقابل ، نیرویهای غیبی هستند که اگر شما حرکت اشتباهی کنید جلویتان را سد می کنند و اگر مصلحت باشد حتی راه آن را خراب می کنند و یا شاید راه را برایتان آسان تر کنند. بستگی به خودتان دارد که تا چه حد آن ها را درک کنید و راه های اصلی را برای رسیدن به مهره شاه بیابید. مهم این است که اگر در نقطه ای ، حرکت تان کند شد و یا افت کردید همچنان تلاش کنید و از پیشروی تا پایان بازی دست نکشید. مطمئنا اگر صفحه را کمی بچرخانید راههای دیگری را پیدا خواهید کرد . مهم حرکت کردن به جلو است ، که می تواند از راه های گوناگونی باشد. اگر بازی به حالت راکد در آمد و یا سرعتش کم شد ، علتش را در نیروهای مقابل و خودی بیابید و شاید علت آن در حرکتی است که خودتان باعث شده اید اما اصل قضیه این است که خودمان فرمانده بازی هستیم ، پس باید با اندیشه آرام آرام به سوی هدف مقابل برویم ، نیروهایمان را متمرکز کنیم و مصمم باشیم . این بازی بی زمان و ادامه دار است پس برای شروع اولین حرکت را انجام بده.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 29 خرداد1388ساعت 1:41 توسط امیدوار |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 24 خرداد1388ساعت 13:44 توسط امیدوار |
|
|
امروز میلیونها نفر سر کار می روند و بدون هیچ گونه حادثه بدی ، شب سالم و سر خوش به خانه بر خواهند گشت. امروز بسیاری عاشق همدیگر می شوند و این عشق را تا آخر عمر حفظ می کنند. امروز میلیونها نفر به مستمندان کمک خواهند کرد و تعداد بی شماری از مردم جهان روز پر بهره و بدون استرسی را پشت سر خواهند گذاشت. امروز کشفیات جدید صورت خواهند گرفت و اختراعات جدید به ثبت خواهد رسید. خانه های جدیدی ساخته می شوند ، ایده ها و ابتکارات جدیدی خلق خواهد شد ، دوستی های قدیمی تازه خواهد گردید و هیچ بچه ای بیمار نخواهد شد. از حالا تا فردا همین موقع ، میلیونها میلیون حادثه خوب اتفاق خواهد افتاد. امروز پر است از فرصت های مثبت که توسط میلیون ها انسان مثبت مورد استفاده قرار خواهد گرفت. آیاامروز اصلا اتفاق بدی رخ نخواهد داد ؟! معلوم است که اتفاقات بد هم رخ می دهند ، ولی مهم این است که تعداد حوادث خوب بی نهایت بیشتر است ! از این به بعد هروقت کسی حرف منفی و ناامید کننده ای به شما زد بلافاصله عبارت بالا را با خود زمزمه کنید. هر وقت دیدید اخبار حوادث خشن و مرگ و میر و مصیبت های طبیعی و غیر طبیعی و قتل و کشتار ، شما را غمگین و ناامید ساخت ، بلادرنگ جملات بالا را به یاد بیاورید. همیشه به خاطر داشته باشید که تعداد مثبت ها در این دنیا همواره از تعداد وقایع منفی بیشتر است و در یک کلام ، امروز به قدری بزرگ و عالی است که هرگز مانند امروز در دنیا وجود نداشته است!
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 4 خرداد1388ساعت 21:16 توسط امیدوار |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 23 اردیبهشت1388ساعت 19:37 توسط امیدوار |
|
|
ما چه کسی هستیم ؟ آیا اعتماد به نفس داریم ؟ آیا تصویر شخصی ما واقعا درست است یا این که به صورت یک عادتی راحت و پذیرفته شده در آمده است؟ " دست و پا چلفتی هستم " ، " خجالتی ام " ، " کامپیوتر خوب بلد نیستم " ، " انرژی زیاد ندارم " ، " بدون مسئولیتم " ، " تنبلم " ، " چاقم " . توجه کنید که چقدر آسان اینگونه جملات اززبان ما جاری می شوند. هر چه بیشتر آنها را برای خود و دیگران تکرار کنیم بیشتر آنها را باور می کنیم ، و به تدریج آنها به بخش منفی از شخصیت ما تبدیل می شوند. تمام مفهوم من " اینگونه ام" و یا " آنگونه ام " یک خطاست. هر من ... هستم پس مانده ای از گذشته است. ما می توانیم تغییر کنیم ، و دلیلی ندارد که خود را بی دست و پا ، بدون مسئولیت ، نابالغ و نالایق ببینیم. این صفت ها هویت ما نیستند بلکه فقط رفتاری است که ما می خواستیم تا در آن شرکت داشته باشیم. ما ملزم به انجام هیچ گونه الگوی رفتاری مخصوص نیستیم. ما که هستیم؟ خود را از جعبه تحمیلی خود نجات دهیم ، دنیایی پر از شگفتی وجود دارد که فراتر از بهانه های راحت طلبانه ماست. فرضیات خسته کننده و کهنه خود را کنار گذاشته و این دنیای پر از احتمالات بزرگ را در آغوش بکشیم.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 4 اردیبهشت1388ساعت 0:59 توسط امیدوار |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
آموزشی ، درسی و مهرورزی آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|